عشق برایت شیرینی می‌پزد 
مادی تر از آب و نان
و خاک و هوا،
مادی تر از غذایی که می خوری
چیزی هست به‌نام عشق.
با دستهایش 
برایت نان می پزد
چای می آورد
در برابر دشمن 
بردوشش سلاح می نهد
محافظ‌ات  می شود
برایت جان می دهد
آنهم در زمانی که جهانی تنهایت گذاشته باشد.
یقین دارم
تو این دریافت را باور نخواهی کرد
زیرا نمیتوانی به آن دست بکشی
من نیز چون تو می شوم
وقتی که از عشق خالی می شوم
و نمی بینم
دنیاهایی از کار را 
که عشق برایم کرده است
تنها بخاطر یک گرم عشق راستین
که در من یافته است
آه که چه غافلیم
که با یک ذره دوست داشتن
صاحب جهانی از ثروت و توان می‌توانیم شد
آزمایش کن
دوست بدار  
و جهان عشق را را  حس کن
 به‌طور مادی
مادی ترین.
م. شوق ۱۵ اسفند ۱۴۰۰